♡♡♡سفر نامه ی کیش♡♡♡
1392.11.6
سلام پرنیا کوچولوی من امسال بالاخره بعد از دوسال با بابایی می خوایم بریم مسافرت فردا صبح قراره راهی کیش بشیم و می خوایم امشب وسایلمون رو داخل کیف بذاریم
حالا که فعلا شما رفتی داخل کیف و بیرون نمیای

اینجا فرودگاه اصفهانه که منتظریم اعلام کنن بریم سوار هواپیما بشیم البته دوساعت تاخیر از فرودگاه هم برات چندتا سی دی خریدم

رفتیم سوار هواپیما و با کلی گول و ملنگ موفق شدیم شما رو راضی کنم بشینی رو صندلی


اینجا هم دم در ورودی هتلمونه هتل شایان



داخل هتل کنار رستوران

لب ساحل که هوا یه کوچولو سرد بود نشد خیلی بازی کنی زود برگشتیم

اینجا هم می خواستیم بریم قایق سواری


اطراف هتلمون


اینجا هم اومدیم شام بخوریم بازار پردیس،،،بوف

این عکس هم بابایی از لاوی هتل گرفت طلوع خورشید خیلی با صفا بود

اصلا برا عکس گرفتن همکاری نمی کردی و کلا خیلیییییییی اذیت کردی همش می خواستی بغل من باشی خیلی غر می زدی نمی دونم چرا شاید به خاطر اینکه غذا درست نمی خوردی و ساعت خواب هات هم به هم ریخته بود در کل خیلی خوش گذشت اگه غرهای تو رو کنار بذاریم


♡♡♡سفر نامه ی کیش♡♡♡
